ای یوسف خوش نام ما، خوش می روی بر بام ما ( مولانا، شرح دکتر دینانی)

ای یوسف خوش نام ما، خوش می روی بر بام ما

انا فتحنا الصلا، بازآ ز بام، از در درآ

 

اشارت این بیت، به یوسفی است که خوشنام است و البته که یوسف همیشه خوشنام است، چون یوسف زیباست و مظهر زیبایی. یوسف در اصل یک  معشوق است. مولانا معشوقی دارد که همواره به دنبال ان می گردد و او در اصل یک یوسف خوشنام است. کیست که بدون معشوق باشد؟ مگر می توان بدون معشوق زندگی کرد؟

معشوق ها متفاوتند، اما انسان نمی تواند بدون معشوق زندگی کند. گاهی معشوق خیلی بالاست و در نتیجه عشق هم بزرگ است. گاهی معشوق کوچک و پایین است، درنتیجه عشق هم کوچک است. در هر حال، معشوق، معشوق است.

مولانا معشوق خودش را خطاب می کند و می گوید: ای یوسف خوش نام ما،خوش می روی بر بام ما، تو در حال رفتنی، اما در بام ما می روی و بالای سر ما.

****گویا مولانا از بالا و بام رفتن یوسف خوشنام راضی نیست، چون از او می خواهد که در دراید و می گوید: انا فتحنا الصلا، بازآ ز بام،از در درآ!

بله می گوید:از بالا حرکت نکن، من در را باز کرده ام و " الصلا" داده ام. هم در باز است و هم ندای صلای ورود داده ام. پس از بام به پایین بیا و از در وارد خانه من شو!

***این دعوت و صلا، در واقع دعوت عشق به درون و اندرون خانه است

یعنی تو را می خواهم، اما تو بسیار بالایی، لازم است که کمی پایین بیایی و نزدیک شوی و مرا به خودت نزدیک کنی. مولانا در اینجا از یوسف خوشنام می خواهد که از " بام" به " در" بیاید، اما می توان گفت که : مرا هم با خودت به بام ببر!

***طبیعتا در سخن مولانا از بام به در آمدن، از به بام رفتن نیز مندرج است

چون وقتی معشوق از بالا به پایین بیاید، او را به بام و بالا می برد. پس مولانا می گوید: در را باز کرده ام، بیا و مرا بگیر و ببر! البته  شرط این معاشقه و با معشوق صحبت کردن، باز کردن در است و ندا در دادن. اگر در باز نباشد، معشوق نمی اید و در این صورت ندا هم بیهوده است. زمانی که عاشق در را باز کرد، وارد این سخن می شود.

*** پس در این غزل مولانا، با یک معشوق متعالی حرف می زند...

چنین است و به او می گوید: تو بالایی، اما من در را باز کردم و ندا در داده ام و اماده ام ، بیا ، تا مرا با خودت ببری

منتها همانگونه که عرض کردم، شرط این کار باز کردن در است و تا زمانی که در قلب و فکرت مان بسته  است، ما منجمد و متحجر خواهیم بود....

شعاع شمس، دکتر دینانی 

/ 0 نظر / 1059 بازدید