میلاد ریانی اصفهانی
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ میلاد ریانی اصفهانی
آرشیو وبلاگ
      دانایی زیبایی نیکویی (میلاد ربانی اصفهانی)
لطیفه های دکتر الهی قمشه ای نویسنده: میلاد ریانی اصفهانی - جمعه ٢۸ خرداد ۱۳۸٩

 

دلیل زندگی

دوستان از ملا نصرالدین در خصوص علت مرگ یک از دوستان مشترک سئوال کردند

ملا به فکر فرو رفت و گفت: علت زندگی وی هم معلوم نبود چه برسه به علت مرگش !!!!!

 


استاد و شاگرد

 استاد به شاگرد گفت: تو چیزی نمیشی و تلاش برای تو بی فایده است.

شاگرد رفت و بعد از چند سال با وضعی عالی و ماشینی گران قیمت برگشت

استاد پرسید چه میکنی :

گفت : چینی میخرم 10 تومان و 30 تومان می فروشم و به همین 3 درصد راضی ام خدا رو شکر!!

 


باغ بی نهایت

باغ بینهایت فرقی ندارد دایره باشد بیضی باشد یا مربع

 


پزشک

ملا نصرالدین گرسنه به شهری رسید، گفتند چه کاره ای؟ طبابت بلدی؟  مریض داریم

گفت : بله مشکل چیست؟  گفتند: بشتاب که مریض در حال موت داریم.

ملا گفت مهم نیست کباب و غذاهای بریان و نان عسل بیاورید و بعد نشست و کامل خورد و مریض جان سپرد!!!

گفتند: مگر تو دکتر نیستی؟   چرا مریض مرد؟؟؟؟؟

ملا گفت: دو نفر داشتند میمردند و من یکی ( خودم ) را از خطر مرگ به علت گرسنگی نجات دادم.

 


تشخیص

ملا شب خوابیده بود.... دزد به خانه وارد شد...  همسر ملا گفت: دزد آمده چیکار کنیم؟

 ملا گفت خوابم میاد!!!

همسر ملا دوباره تکرار کرد و ملا گفت : تاریکه نمیتونم!!

همسر گفت: چراغ اوطرف، سمت دست راستت هست

ملا گفت: تو این تاریکی من دست چپ و راستم رو از کجا تشخیص بدم.... بذار بخوابم

 

 

 


نوازنده

ملا نصر الدین یک ساز گرفته بود و روی یک نت فقط میزد!!!!

بهش گفتند: مثل نوازنده ها باید بالا و پایین بری

 گفت :اونا پیدا نکردند! من پیدا کردم... همینجاست!!!!!!!

 


شاعر

به ملا گفتند با الف شعر بگو

·         با الف .......... اگر بینی نابینا به چاه است وگر خامش بشینی گناه است

·         با نون........... نمی بینی نابینا به چاه است وگر خامش بشینی گناه است

·         با ت...........  تو بینی نابینا به چاه است وگر خامش بشینی گناه است

·         با  و ........... وگر بینی نابینا به چاه است وگر خامش بشینی گناه است


نمایشگاه نقاشی

نمایشگاه نقاشی گذاشته بودند و یک نفر حیران جلوی تابلو مانده بود!!!

نقاش پیش رفت و  گفت خوشبختم!! من نقاش این تابلو هستم.... در خدمت شما هستم .... اگه کمکی از دستم بر میاد بگید؟

بازدید کننده گفت: من در کار شما حیرانم؟!!!!

نقاش گفت : چطور حیرانید ؟ که چطور این نقاشی ها رو می کشم؟

 گفت : نه

 نقاش گفت: منبع الهام این نقاشی ها رو میخوای بدونی ؟

گفت : نه

هرچی پرسید گفت نه

بعد بازدید کننده نفسی کشید و گفت: من حیرانم چرا این چیزا رو بیخودی می کشی!!!!!

 


نمایشگاه نقاشی

 نمایشگاه نقاشی بود و نقاش میخواست نظرات مردم را در این خصوص بدونه.... براش پیام آوردند نظرات متفاوتی در خصوص نقاشی های شما هست به این صورت که:

یه سری گفتند : حیفه کاغذ!

یه سری گفتند : حیفه رنگ!!

یه سری گفتند : حیفه جون!!!

یه سری گفتند : حیفه نون!!!!!

 


بی تناسبی

مردی فریاد میزد آی مردم خونم سوخت زنم فرار کرد و مدادم گم شد!!!!!

 

باتشکر از وبلاگ باکیا

  نظرات ()
مطالب اخیر ای یوسف خوش نام ما، خوش می روی بر بام ما ( مولانا، شرح دکتر دینانی) سوره انعام ( دکتر الهی قمشه ای) یوتوپیا (توماس مور) موسی و ابلیس ( شیخ احمد غزالی) نیایش ( دکتر غلامحسین ابراهیمی دینانی) دستهایم را دوست دارم ( میلاد ربانی اصفهانی) قدر استادِ نکو دانستن،حیف استاد به من یاد نداد ( استاد ملکیان) عدالت و راستی ( ایه هشت سوره مائده) سه نوع عشق ( مصطفی ملکیان) معنی تکبیر ( علامه تقی جعفری)
کلمات کلیدی وبلاگ  
دوستان من وب سایت رسمی دکتر حسین الهی قمشه ای وب سایت اختصاصی دکتر سروش سایت فرهنگی نیلوفر وب سایت اختصاصی دکتر ارش نراقی وبلاگ اختصاصی مهندس بازرگان سخنرانی های صوتی و تصویری دکتر الهی قمشه ای دانلود 100 کتاب برتر جهان از نگاه دکتر الهی قمشه ای دانلود کتابهای صوتی اشراق اخبار فناوری اطلاعات طراح قالب