میلاد ریانی اصفهانی
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ میلاد ریانی اصفهانی
آرشیو وبلاگ
      دانایی زیبایی نیکویی (میلاد ربانی اصفهانی)
ای یوسف خوش نام ما، خوش می روی بر بام ما ( مولانا، شرح دکتر دینانی) نویسنده: میلاد ریانی اصفهانی - سه‌شنبه ٢۸ آذر ۱۳٩۱

ای یوسف خوش نام ما، خوش می روی بر بام ما

انا فتحنا الصلا، بازآ ز بام، از در درآ

 

اشارت این بیت، به یوسفی است که خوشنام است و البته که یوسف همیشه خوشنام است، چون یوسف زیباست و مظهر زیبایی. یوسف در اصل یک  معشوق است. مولانا معشوقی دارد که همواره به دنبال ان می گردد و او در اصل یک یوسف خوشنام است. کیست که بدون معشوق باشد؟ مگر می توان بدون معشوق زندگی کرد؟

معشوق ها متفاوتند، اما انسان نمی تواند بدون معشوق زندگی کند. گاهی معشوق خیلی بالاست و در نتیجه عشق هم بزرگ است. گاهی معشوق کوچک و پایین است، درنتیجه عشق هم کوچک است. در هر حال، معشوق، معشوق است.

مولانا معشوق خودش را خطاب می کند و می گوید: ای یوسف خوش نام ما،خوش می روی بر بام ما، تو در حال رفتنی، اما در بام ما می روی و بالای سر ما.

****گویا مولانا از بالا و بام رفتن یوسف خوشنام راضی نیست، چون از او می خواهد که در دراید و می گوید: انا فتحنا الصلا، بازآ ز بام،از در درآ!

بله می گوید:از بالا حرکت نکن، من در را باز کرده ام و " الصلا" داده ام. هم در باز است و هم ندای صلای ورود داده ام. پس از بام به پایین بیا و از در وارد خانه من شو!

***این دعوت و صلا، در واقع دعوت عشق به درون و اندرون خانه است

یعنی تو را می خواهم، اما تو بسیار بالایی، لازم است که کمی پایین بیایی و نزدیک شوی و مرا به خودت نزدیک کنی. مولانا در اینجا از یوسف خوشنام می خواهد که از " بام" به " در" بیاید، اما می توان گفت که : مرا هم با خودت به بام ببر!

***طبیعتا در سخن مولانا از بام به در آمدن، از به بام رفتن نیز مندرج است

چون وقتی معشوق از بالا به پایین بیاید، او را به بام و بالا می برد. پس مولانا می گوید: در را باز کرده ام، بیا و مرا بگیر و ببر! البته  شرط این معاشقه و با معشوق صحبت کردن، باز کردن در است و ندا در دادن. اگر در باز نباشد، معشوق نمی اید و در این صورت ندا هم بیهوده است. زمانی که عاشق در را باز کرد، وارد این سخن می شود.

*** پس در این غزل مولانا، با یک معشوق متعالی حرف می زند...

چنین است و به او می گوید: تو بالایی، اما من در را باز کردم و ندا در داده ام و اماده ام ، بیا ، تا مرا با خودت ببری

منتها همانگونه که عرض کردم، شرط این کار باز کردن در است و تا زمانی که در قلب و فکرت مان بسته  است، ما منجمد و متحجر خواهیم بود....

شعاع شمس، دکتر دینانی 

  نظرات ()
سوره انعام ( دکتر الهی قمشه ای) نویسنده: میلاد ریانی اصفهانی - یکشنبه ٥ آذر ۱۳٩۱

قُلْ إِنَّنِی هَدَانِی رَبِّی إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِیمٍ دِینًا قِیَمًا مِّلَّةَ إِبْرَاهِیمَ حَنِیفًا وَمَا کَانَ مِنَ الْمُشْرِکِینَ  ﴿۱۶۱﴾

 قُلْ إِنَّ صَلاَتِی وَنُسُکِی وَمَحْیَایَ وَمَمَاتِی لِلّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ ﴿۱۶۲﴾

 لاَ شَرِیکَ لَهُ وَبِذَلِکَ أُمِرْتُ وَأَنَاْ أَوَّلُ الْمُسْلِمِینَ

Say, "Indeed, my Lord has guided me to a straight path – A religion of right - the way of Abraham, inclining toward truth. And he was not among those who associated others with Allah

 

Say, "Truly, my prayer, my rites of sacrifice, my living and my dying are for Allah lord of the world

No partner has He. And this I have been commanded, and I am the first of those who submit to His Will

 

(ای  رسول ما) بگو: همانا که مرا پروردگارم به صراط مستقیم هدایت کرده است و ان دین استوار و ایین پاک ابراهیم است که هرگز از مشرکان نبود* ( ونیز) بگو: همانا که نماز من و قربانی و حیات من و مرگ من همه برای خداست که پروردگار عالمیان است* او را هیچ شریک نیست و من بر پیروی دین توحید مامور شدم و فرمان یافتن که نخسین مسلمانان ( و تسلیم شدگان به فرمان حق) باشم

صراط مستقیم راهی است که مستقیم به سوی حق و حقیقت مطلق و کمال مطلق یعنی خداوند می رود و شریعت حقیقی ودین یگانه جهانی خداوند همین دین تسلیم شدن به حق و قدم نهادن در صراط مستقیم فطرت الهی و تعلیمات انبیا است و جوهر اسلام نیز همین است ودین تمامی افرینش نیز همین است، زیرا آسمان و زمین و جمله کائنات نیز طوعاٌ و نه کرها" ، از روی رغبت نه کراهت، به فرمان پروردگار به سوی او می شتابند. بدین نگاه جمله کائنات به سوی پروردگار در حرکتند تابه مستقر یعنی جای قرار و آرامش و خانه خود رسند.(( و الشمس تجری لمستقر لها ذالک تقدیر العزیز العلیم)) ( یس:سی و هشت ) و خورشید حرکت می کند به سوی مستقر خویش و این تقدیر خدای قادر و مقتدر و داناست. آدمیان نیز از این گذرگاه عالم به سوی خانه اسایش و قرارگاه خود می روند و صراط مستقیم نزدیک ترین راهی است بدان مستقر و هرچه از آن منحرف شوند یا بازگردند یا ساکن شوند به زیان انهاست. دین ابراهیم نیز همین دین فطرت و صراط مستقیم الهی است و در این دین همه کارها برای خداست. از نماز و نیاز و مرگ و زندگی، همه مقدمه وصول به استان حضرت حق است و هر که راه دیگری غیر از دین اسلام( تسلیم شدن در مقابل حق) برگزیند از او مقبول نیست زیرا این راه حق است و غیر از حق هرچه هست باطل است . در این ایه حضرت ابراهیم خود را اولین مسلمان معرفی کرده است چنانکه در ایه شصت و هفت سوره ال عمران نیز فرموده است : (( ابراهیم یهودی، نصرانی ( وپیرو هیچ دین دیگر) نبود بلکه دین حنیف مسلمانی داشت))، اولویت او درمسلمانی جنبه تاریخی و زمانی ندارد بلکه هر پیامبری اول مسلمان است یعنی اولین کسی است که تسلیم راه حق می شود چنانکه در سوره زمر ( ایه دوازده) درباره رسول خاتم امده است که : (( ای رسول ما، بگو من فرمان یافته ام که اولین مسلمانان باشم)). از مطالعه مجموعه ایاتی که در باره مسلمانی امده است چنین بر می اید که خدا را تنها یک دین پذیرفته شده است و ان صورت هیچ یک از ادیان نیست بلکه حقیقت همه ادیان است که تسلیم شدن به پروردگار و رفتن به راه اوست.

در ادب پارسی می خوانیم که مکرر دعوت به مسلمانی شده است از مسلمانان که ازظاهر دین به حقیقت مسلمانی برسند و در قران نیز در ایه صد و سی وشش سوره نسا می فرماید(( ای کسانی که ایمان اورده اید، ایمان بیاورید)):

مسلمانان مسلمانان مسلمانی مسلمانی

از این ایین بی دینان پشیمانی پشیمانی

 

مسلمانی کنون اسمی است بر ترتیب و آدابی

دریغا کو مسلمانی ، دریغا کو مسلمانی    سنایی

 

به باطن نفس ما چون هست کافر

مشو راضی بدین اسلام ظاهر

برو هر لحظه ایمان تازه گردان

مسلمان شو مسلمان شو مسلمان

                                                  گلشن راز

عبارت محیای و مماتی الله، که حضرت ابراهیم گفت، اهتزای بسیار فراگیر دارد چنانکه همه اطوار زندگی را در بر می گیرد. جوهر مسلمانی همین است که بگویی همه چیز من برای خدا و در راه خدا و حق و حقیقت است. اگر زندگی می کنم حرکت در راه اوست و اگر جان بسپارم در پای اوست.

ما در درون سینه هوایی نهفته ایم

برباد اگر رود سر ما زان هوا رود

                                       حافظ

هنگامی که سخن می گویم، از خویش می پرسم که از این سخن چه در سر داری، اگر دلی را می جویی، اگر حکمتی می گویی، اگر غبار کدروتی را بر می گیری، اگر شهادتی بر نجات بی گناهی می دهی ان سخن را بگوی و بدان که در راه خداست، اگر کتابی می نویسی از خویش بپرس که مقصود چیست، ایا سخن ارزنده ای برای گفتن داری که کس نگفته باشد یا بدین حسن و ملاحت بیان نکرده باشد؟ آیا چراغی در ان هست که راه کسی را روشن کند یا مرهمی که زخمی را شفا بخشد؟ اگر چنین است بنویس و خاطر خوش دار که ان برای خداست. فی الجلمه عاشق هرانچه در جهان شان مطلوبی و محبوبی دارد می ستاید و در پای ان معشوق می افشاند.

نثار روی تو هر برگ گل که درچمن است

فدای قد تو هر سروبن که بر لب جوست

حافظ

 

سیصد و شصت و پنج روز با قرآن

دکتر حسین الهی قمشه ای

  نظرات ()
یوتوپیا (توماس مور) نویسنده: میلاد ریانی اصفهانی - یکشنبه ۱٦ مهر ۱۳٩۱

 

......  اوتوپیا جزیره ای است خیالی که در انجا هر کاری به خاطرنفع عموم صورت می گیرد

... در اتوپیا چهل و چهار شهر وجود دارد که همگی با طرح های همانند به منظور تامین اسایش کافی برای عموم بنا شده است. وسعت خیابان ها یکسان است و ساختمان خانه ها نظیر یکدیگر. از همه خانه ها یک در به خیابان و یک در به باغ باز می شود.هر کس به قدر کفایت توانگر است که نیازمندیهای خود را مرتفع سازد و بدین لحاظ توهم سرقت به حداقل کاهش یافته است.

....خانه ها به کسی تعلق ندارد.بلکه از طرف دولت به اجاره واگذار شده است. مستاجرین در هر ده سال منازل را عوض می کنند تا از بروز احساس مالکیت انحصاری در اشخاص جلوگیری شود.

...در اتوپیا از استثمار، ظلم و جور، شکار، قمار، فریب و نیرنگ اثری یافت نمی شود و احتیاجی هم به وکیل دعاوی و حبس و بند نیست.

...همه مردم از زن و مرد به طور مساوی روزانه شش ساعت کار می کنند و اوقات فراغت را به مطالعه و ورزش می گذارنند.شش ساعت کار روزانه کافی است به شرطی که همه کار کنند و کسی بیکار نباشد و اوقات افراد برای تهیه لوازم لوکس و تفننی ثروتمندان به هدر نرود. اگر مایحتاج مردم بیش از حد لازم تهیه شود کسی شغل خود را از دست نخواهد داد بلکه به جای ان ساعت کارشان تقلیل می یابد تا وقتی که عرضه و تقاضا تعادل پیدا کند.

...هیئتی که زمام امور کشور را در اختیار دارد برگزیده مردمانند و فقط بدین سبب بر سر کار امده اند که افرادی خردمند و در سیاست و اقتصاد هوشمند و فداکار و صلح جو بوده اند.

...اهالی اوتوپیا از این لحاظ که به جمع مال، حرص و ولعی ندارند به جنگ و جدال رغبتی نشان نمی دهند. طلا به قدری درنظرشان خوار و بی مقدار است که از ان ظروف زغال و اشغال می سازند. پولهایشان از اهن است نه از طلا و نفره و این فلز سنگین و کم بها را بدان سبب برگزیده اند که کسی به اندوختن ان راغب نباشد. مروارید و الماس بازیچه کودکان است نه زیب و زینت بزرگان. اجمالا هدف زندگی مردم اوتوپیا ان است که دوستانه و با رعایت تساوی و همکاری کامل و بر کنار از کینه و حسادت و حرص وآز ، عمر گذارند.

....این رفتار دوستانه تنها در دروابط میان خودشان معمول نیست بلکه در مناسبات خود با کشورهای بیگانه نیز همین روش را دارند. مردم اوتوپیا هرگز اقدام به جنگ با ملت دیگر نمی کنند. ولی هرگاه ملت دیگری به جنگ با انها دست بزند به جای اعزام جوانان که سخت به زندگی علاقمندند، برای میدان جنگ داوطلبان مزدور اجیر می کنند. جنگ انها بر علیه مردم ملت متجاوز نیست، بلکه مخالف حکمرانان انهاست.برای کشتن پادشاه جنگجو پاداش زیادی می دهند ولی اگر او را زنده دستگیر کنند پاداششان بیشتر است.

....در اتوپیا  تفاهم کامل حکمفرماست و ازادی عبادات مذهبی و افکار سیاسی برای همه موجود است. هر کس مختار است هر کس را که مایل است و به هر صورتی که می خواهد عبادت کند. حتی بت پرستان نیز اسوده  از رنج و فارغ از بیم در میان دیگران زندگی می کنند چرا که مردم این شهر اعتقاد دارند: بگذارید در این دنیا انها را تحمل کنیم و مجازاتشان را به قضاوت خداوند در ان دنیا واگذاریم.

 از کتاب اوتوپیا – توماس مور 

  نظرات ()
مطالب قدیمی تر »
مطالب اخیر ای یوسف خوش نام ما، خوش می روی بر بام ما ( مولانا، شرح دکتر دینانی) سوره انعام ( دکتر الهی قمشه ای) یوتوپیا (توماس مور) موسی و ابلیس ( شیخ احمد غزالی) نیایش ( دکتر غلامحسین ابراهیمی دینانی) دستهایم را دوست دارم ( میلاد ربانی اصفهانی) قدر استادِ نکو دانستن،حیف استاد به من یاد نداد ( استاد ملکیان) عدالت و راستی ( ایه هشت سوره مائده) سه نوع عشق ( مصطفی ملکیان) معنی تکبیر ( علامه تقی جعفری)
کلمات کلیدی وبلاگ  
دوستان من وب سایت رسمی دکتر حسین الهی قمشه ای وب سایت اختصاصی دکتر سروش سایت فرهنگی نیلوفر وب سایت اختصاصی دکتر ارش نراقی وبلاگ اختصاصی مهندس بازرگان سخنرانی های صوتی و تصویری دکتر الهی قمشه ای دانلود 100 کتاب برتر جهان از نگاه دکتر الهی قمشه ای دانلود کتابهای صوتی اشراق اخبار فناوری اطلاعات طراح قالب